تبلیغات
|eхo ѕтory| - Goιɴɢ|3

Goιɴɢ|3

چهارشنبه 15 مهر 1394 10:07 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Goιɴɢ ،

نـآم داستان:رفتـن

زوج اصلے:بک هیـون.چآنیول

زوج فرعے:لوهـآن.سهون

ژانـر:عـآشقانه

تعدادقسمت:10

پوستـر:سآخت خـودم

[ایـن قسمت استثنا پوسترنداره:(]

|دیـآلوگ برتر|

-گَنـدزدے چآنے!

-میدونم...ولے حـآلا نمیدونم بـآیدچیکارکنم...

مـن حتے نمیتونم بآهاش یـه کلمه حرف بزنم...!

حـآلم خِیلے بده...

69470734600573534254.jpg;

کیـونگسو اَخم کـرد:چآنیـول!!!

چـآنیول ازجـآش بلندشُد رفـت سمت اتـآقش

-کجـامیری چآنیول؟؟

-مـیرم بیرون یـه دوری بزنم

-بآشه پس منم میرم خونه...!

-بـآشه

کیونگسو که رفـت چآنیـول ازخونه بیرون رفت

تـوی خیـابون قَدم مـیزد

موبـایلش زنگ خورد جـواب داد

-چآنی؟؟!کجـآیی؟!؟!

-سهون...بیرونـم

-چرابیرون؟!

-بک هیون برگشته...ومنوکیونگسو روبـاهم دید...

-ایـن افتضآحه!!!

-آره...

-الـآن کجـآس؟؟؟

-خونـه ی لوهـان...

-توازکجـامیدونی؟!

-زنگ زدم ازش پرسیدم

-نـگفت حـآلش چطوره؟!

-گـفت خوابیده...واقعانمیدونم چه غلطی بـآیدبکنم...!

-گَنـدزدی چآنی!

-میدونم...ولی حـآلا نمیدونم بـآیدچیکارکنم...

مـن حتی نمیتونم بآهاش یـه کلمه حرف بزنم...!

حـآلم خِیلی بده...

-من مـیرم خونه ی لوهـان!بـابک هیون صحبت میکنم...

شـآیدتونستم راضیش کنم برگرده خونه!

-بآشه...ممنون

بـک هیون نـآراضی بـه التمـآس هـآی لوهـان وسهون

گوش کـردلوهـآن بـآز گفت:بَکی!تـوهم تواون خونه سَهم داری!

تـووچآنی بـاهم اون خونـه روخریدیـن...تـوقراره بری خونه ی خـودت

-شمـآها برای چی انقدر اصرارداریـن من برگردم اونجآ؟!؟

-بـه خـآطر خودت!

سهون تـایید کـرد

بـک هیون بـااخم گفت:بآشه!مـن میرم ولی هیچ کآری

بـااون نخواهـم داشت...تـاوقتی که خونه ی جَدیدبخرم تواونجآ

میمونـم...!فقط وفقط تـااون موقـع!

سهون ولوهـان ازخوشحـآلی لبخندزدن

چآنیـول روی مـبل دراز کشیده بـودتلوزیون روشن بود

صدای بـاز شدن دربـاعث شدسرجـآش بشینـه بـآ چشمـای گرد

بـه بک هیون نگـاه کردبـک هیون اَخمشو غلیظ تـرکرد

صداشو صـآف کرد:مـن تـآوقتی خونه ی جدیدبگیرم اینجامیمونم!

قـلب چآنیـول ایستـآد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:0



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: شنبه 2 آبان 1394 06:53 ب.ظ