تبلیغات
|eхo ѕтory| - Coмe|1

Coмe|1

شنبه 16 آبان 1394 07:25 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Coмe ،

نـآم داستان:بیـآ

زوج اصلے:سهون.لوهآن

زوج فرعے:بم بَم.مآرک

ژانـر:عـآشقانه.پلیسے

تعدادقسمت:18

پوستـر:سآخت خـودم

[تـآیـه مـُدت وقت پوسترسآختن ندارم!]

|دیـآلوگ برتر|

- من فقط ازش خوشَم اومده همیـــن!

-درآینده میبینمت

86046172142562274272.jpg;

لوهـآن بـه جمعیتِ درحـآل رقص

نگـاه کرد دونگهه زد به شونه اَش

-اوه اوه آقـآی لو درحـال چشم چرونی!!!

لوهـان زدزیرخنده:خفه شو!

-چرا خفه شَم؟!این همه دخترپسربآحال

اون وسط توهم که اینجـآ 

به لیوانِ مشروب روی میزاشـآره کرد

وادامه داد:لیوانِ مشروب هم که اینجـآ واو!چه شود

هردوخندیدن لوهآن جدی شد

-خودت میدونی که مَن تصمیم دارم تـآیه مدت...

چشمش خوردبـه پسری که داشت بآدوستـآش 

حرف میزد حرفشو قطـع کردوبه اون پسرخیره شد

دونگهه خندید:هِی لولو!اون پسره!بهتره به یه دخترنگـآه کنی

اینطوری طبیعی تـره

لوهآن به خودش اومد:چی؟!؟!نگـاه؟!

نه...من...من فقط توجهم بهش جلب شُد

-اوه و اونوقت چرا؟!

-نمیدونم...شآیدچون اون جذابه یـآهمچین چیزی!

دونگهه هم به پسرنگـآه کرد

-صبرکن

ورفت لوهآن بـآزبه اون پسرخیره شُد

دونگهه بعدازچنددقیقه برگشت

-آمـآرشودرآوردم!!!

لوهـآن نگاهش کرد:جدی؟!؟!اسمش چیه؟!

دونگهه مشکوکـآنه نگاهش کرد:یااا مشکوک میزنیـآ

لوهـآن هـل شد:چه مَشکوکی؟!فقط کنجکـآوم...

دونگهه خندید:اسمش سهونه!اوه سهـون

دوستِ بم بمه

-بَم بم؟؟!اون وبم بم کِی دوست بودن

که مـن تاحالا ندیدمش؟!اصلاالـان خودبم بم نیس

اون چطوری...

-بم بم بـآ دوست پسر عزیزش تویکی ازاتـآقای همینجآس

-جد...جدا؟؟!

-آره!حـالاقانع شدی که اون بـآ

بم بم که دوستشه اومده اینجـآ؟!!؟

-دونگهه!بیـآبریم پیشش!میخوام ازجلوببینمش

-یاااا نکنه عـآشقش شُدی!!توهم مث بم بم عقلتو

ازدست دادی؟!اون ازجنس خودمونه!!!

- من فقط ازش خوشَم اومده همیـــن!

-درآینده میبینمت

-اییییش!فعلـآبیا بریم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:)




عقآید : ------------
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 آبان 1394 05:45 ب.ظ