تبلیغات
|eхo ѕтory| - Coмe|2

Coмe|2

یکشنبه 17 آبان 1394 06:45 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Coмe ،


نـآم داستان:بیـآ

زوج اصلے:سهون.لوهآن

زوج فرعے:بم بَم.مآرک

ژانـر:عـآشقانه.پلیسے

تعدادقسمت:18

پوستـر:سآخت خـودم

[تـآیـه مـُدت وقت پوسترسآختن ندارم!]

|دیـآلوگ برتر|

-توچطوراز

چندتـآنگاهِ من این همه تجزیه تحلیل گرفتے؟!

-چـون من میتونم ازتوی چشم آدما سریع نیتشونوبخونم

وبه علـآوه من خیلے تیزم!

-درهرصورت من همچین قصدے نداشتم

-امـآ ازمن خوشِت که اومده نیومده؟!

-الـآن دیگه نه

35065667485552786614.jpg;

بـآهم رفتن سمتِ سهون ودوستـآش

وقتی کـاملابه اونآرسیدن لوهـآن بـآدقت

بیشتری به سهون نگـآه کرد

یـه تی شرت جذب مشکی تنش بود

بآ شلوار لی طوسی تیره که بـآرنگ موهآش

هم خونی پیداکرده بود اون واقعاجذاب وخوشتیپ بود!

سهون بـه لوهآن نگـآه کرد ابروشوبـالاداد

زد به پسری که کنـآرش بود پسربرگشت سمتِ

لوهـآن ودونگهه وگفت:اِ!!لوهـان!دونگهه

شمـآ اینجایین؟!؟!

دونگهه سرتکون داد:اینجـاپاتوقِ مـآس 

لوهآن گفت:تواَز کی اینجآیی جونگ هیون؟!

-امممم1ربعی میشه آه!معرفی نکردم

روبه سهون اشآره کرد:ایشون اوه سهونه

و اینـآم دوستـآی سهون...کریس وکآی!

همگی سرتکون دادن لوهآن ودونگهه هم سرتکون دادن

جونگ هیون روبه لوهـآن ودونگهه اشآره کرد

-اینـآم دونگهه ولوهـآن!

لوهآن به سهون نگـاه کردسهون متوجه نگـآهِ

لوهـآن شدوسرشوبآلااورد

بـهم خیره شُدن بـآ صدای بَم بم نگـآهشون

روازهم گرفتن وبه بم بم که دست تودست مـآرک جلومیومد

نگـآه کردن بم بم خندید:سلآآآم!دوستـآی من که همه

جمـــعِ جمعن!! همگی لبخندزدن

نزدیک به نیم سآعتی میگذشت همه ی حواسِ

لوهـان پیش سهون بود بالـاخره کـریس وکآی

ازکنـآرش رفتن ولوهآن ازفرصت استفـآده کردورفت

کنـآرش نشست سهون نگـاهش کردولبخندکوچیکی زد

-اسمت لوهآن بوددُرسته!؟

لوهـآن سرتکون داد

-چیزی ازمن میخوای؟!؟

-نه...همینطوری اومَدم نشستم اینجآ

-منظورم الـآن نیس

-پس چیـه؟!

-ازوقتی که اومدی طرفِ مـآ همش به من نگـآه میکنی

چیز جـآلبی توی مَن هست؟!

لوهآن ازاینکه سهون انقدر تیزبودتعجب کرد

-خُب...نـه...

سهون به چشمـآش خیره شد:بهتره روراست بـآشیم!

موقعیت من اصلاجوری نیس که بتونم

رابطه ای بآکسی داشته بـآشم!

-رابطه؟؟

-منظورم رابطه دوستـآنه معمولی نیست!

فکرکنم منظورموفهمیده بـآشی

-من اصلـا همچین نیت یـآقصدی...

-ببیـن لوهـآن!توپسرخوش قیآفـه وخوشتیپی هَستی

ومن اگه همچین موقعیتی نداشتم 

حتمـابهت پیشنهـآددوستی میدادم!امـآموقعیت

من اصلـآجوری نیس که بتونم بـآکسی بـآشم...اینومیفهمی؟!

-نه نمیفهمم چون این چیزایی که تومیگی 

اصلـآ هدف من ازنگـآه کردن به تونبوده!!توچطوراز

چندتـآنگاهِ من این همه تجزیه تحلیل گرفتی؟!

-چـون من میتونم ازتوی چشم آدما سریع نیتشونوبخونم

وبه علـآوه من خیلی تیزم!

-درهرصورت من همچین قصدی نداشتم

-امـآ ازمن خوشِت که اومده نیومده؟!

-الـآن دیگه نه

و بلندشد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:)



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 آبان 1394 03:57 ب.ظ