تبلیغات
|eхo ѕтory| - Coмe|5

Coмe|5

سه شنبه 19 آبان 1394 03:49 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Coмe ،

نـآم داستان:بیـآ

زوج اصلے:سهون.لوهآن

زوج فرعے:بم بَم.مآرک

ژانـر:عـآشقانه.پلیسے

تعدادقسمت:18

پوستـر:سآخت خـودم

[تـآیـه مـُدت وقت پوسترسآختن ندارم!]

|دیـآلوگ برتر|

-تو..توازمن خوشت میآد؟!؟؟

-نگفتم خوشم میـآد!گفتم کے گفته من ازت

خوشم نمیـآد

-کسے نگفتـه ولے رفتـآرات مَعلومه

-منو توفقط2بـآر باهم برخورد داشتیم چطورے

تو دوتابرخورد فهمیدے؟!

71676612928493972399.jpg;

سهون لیـوانِ مشروبشوبرداشت

-مُشکــل؟!

-آره!اینکه ازمن خوشت نمیآددلیل نمیشه که...

-کی گفته من ازتو خوشم نمیـآد؟!

دهنِ لوهـآن باز موند سهون یه کم ازمشروبشو

خورد وبه لوهـآن نگاه کرد:چرامـآتت برد؟؟

-تو..توازمن خوشت میآد؟!؟؟

-نگفتم خوشم میـآد!گفتم کی گفته من ازت

خوشم نمیـآد

-کسی نگفتـه ولی رفتـآرات مَعلومه

-منو توفقط2بـآر باهم برخورد داشتیم چطوری

تو دوتابرخورد فهمیدی؟!

لوهآن گیج شده بود:خُب...این الـآن یعنی

تودقیقا ازمن خوشت میـاد یا بدت میـاد؟!؟!

-هیچکـودوم!من هیچ حسی به توندارم!

یعنی نه تنهـآ تو...بلکه به هیچکسِ دیگه ای هم

حسی ندارم...!

لوهـآن لبشوگزید:خُب...بـآشه...

صدای شـاد بم بم اومد:هِی!!!

هردو برگشتن سمت بـم بم 

بم بـم دستآشو توهم قفـل کرد

-مـن به یه چیزی رسیدم!

سهون بی تفـآوت گفت:چی؟!

-شمآدوتـاخیلی بهم میـآین!!!

چشم لوهـآن وسهون گردشد سهون پوزخندزد

وروبه لوهـآن گفت:ازاین راه میخوای بـآمن بـآشی؟!!

که بری به بم بم بگی که بیـآد این چرت وپرتـآروبگه؟؟

هه...من که گفتم نمیتونم بـآکسی بـاشم!

تو واقعآ بی ظرفیتی!!!وهمینطور بی جنبـه!خوبه

فقط بآهات حَرف زدم!!

بلندشدوخواست بره که لوهآن دستشوگرفت

بلندشد وزد تـو گوش سهون همه به اونهآخیره شدن

لوهـآن باحرص گفت:تویه عوضی مَغروری!

تمـوم نظراتم نسبت بهت تغییر کـرد!!!

کریس و کـآی اومدن سمتِ سهون کریس خواست سَر

لوهـان داد بزنه که سهون دستشو به علآمت سکوت بـالاآورد

 دستشو روی گونه اَش جایی که لوهـآن زده بود

گذاشت پوزخندزد:مـراقب بآش جوجه!

من خیلی راحت میتونم تلـافی چندبرابر این غلط اضآفه اتو

انجـآم بدم!پس بـهتره زیـآدی دور مَن نبـاشی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:|



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: شنبه 23 آبان 1394 03:59 ب.ظ