تبلیغات
|eхo ѕтory| - Coмe|11

Coмe|11

پنجشنبه 5 آذر 1394 10:35 ق.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Coмe ،

نـآم داستان:بیـآ

زوج اصلے:سهون.لوهآن

زوج فرعے:بم بَم.مآرک

ژانـر:عـآشقانه.پلیسے

تعدادقسمت:18

پوستـر:سآخت خـودم

[تـآیـه مـُدت وقت پوسترسآختن ندارم!]

|دیـآلوگ برتر|

-خُب؟!میدیش بـه من؟!

-نـه!

-چرا؟!؟!؟!؟

-چون اون مـالِ منه

86637099998352509625.jpg;

نـزدیک شَب بود

سهون دم در شرکت توی بنـزسیآهش نشسته

بود ومنتـظرلوهآن بود موبـآیلش رودرآورد

-هِی!پس تو کجآیـ....

-اومدم رییس!

و ازدرشرکت بیرون اومـدمآشین سهون رو

دید رفت سمتش وسوارشد

سهون بـه لوهآن نگـآه کرد

لوهآن لبخندکوچیکی زد:بریم!

سهون مـاشین رو روشن کرد

وبه سمتِ خونـه ی کسی که قراربود

برن رونـد بعداز1ربـع رسیدن خونه تقریباخارج ازشهربود

وقتی رسیدن ازمـآشین پیـاده شدن

ورفتن سمت خونـه لوهآن یه کم ترسیده بود

-آاآا رییس...اینجآیه کم...

سهون برگشت سمتش دستشوگرفت و

بـه راه ادامه داد لوهآن به دستش که توی دست سهون

بود نگـاه کرد حس خوبی پیداکـرد

وارد خونـه شُدن مهمونی حآلت پـارتی داشت

سهون بعدازدَست دادن بـآچندنفر نشست ولوهان

هم کنـآرش نشست

یه کم ازمهمونی میگذشت ولوهآن

وسهون همچنـان نشسته بودن

چندنفر روبه روی سهون ولوهآن نشستن

یکیشون گفت:هِی اوه سهون!

تویه چیزی بـه من بدهکـآری یـآدته که؟

وپوزخندزد سهون ابروبـالاداد:نه یـآدم نیس!

گفت:تو دوست دخترمنوعآشق خودت کَردی!!!

سهون پوزخندزد:من اونوعآشق خودم نکردم

اون عآشق من شُد

-اگه تو اون شَب جلوش نبودی اون عآشق تونمیشد

سهون بی حوصلـه گفت:خُب!حـآلاچی میخوای؟!؟!

پسر پوزخندشو تبدیل به نیشخندکرد

-اونـو!

وبه لوهـآن اشـاره کرد چشمـآی لوهان گردشد

پسرادامه داد:علآوه برجبران اون اتفـآق...پدرمم

میتونه تو سرمـآیه گذاری توشرکت شمـآ اولین نفربـآشه!

و نگـآهِ خریدارانه ای به لوهآن انداخت

یکی گفت:یاااا اون پسره!

-خُب بـاشه!اون ازصدتـآ دخترهم خوشگلتـره...

لوهان باترس بـه سهون نگـآه کرد

سهون لبشوگآز گرفت

-خُب؟!میدیش بـه من؟!

سهون زیرچشمی به لوهآن نگـاه کرد

-نـه!

-چرا؟!؟!؟!؟

-چون اون مـالِ منه

-چی؟!؟!!

-همین که گفتـم!

اون مـالِ منه

-یعنی...تو...

-آره!حـآلا خفه شو!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:)



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 آذر 1394 10:33 ب.ظ