تبلیغات
|eхo ѕтory| - Coмe|13

Coмe|13

پنجشنبه 12 آذر 1394 01:21 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Coмe ،

نـآم داستان:بیـآ

زوج اصلے:سهون.لوهآن

زوج فرعے:بم بَم.مآرک

ژانـر:عـآشقانه.پلیسے

تعدادقسمت:18

پوستـر:سآخت خـودم

[تـآیـه مـُدت وقت پوسترسآختن ندارم!]

|دیـآلوگ برتر|

-نگرانے؟!

-آره

-چرا؟!چـرا براے من نگرانے؟!!؟

-نمیدونم...شآیدبه همون دلیلے که تومنو

به اونـآ تحویل ندادے!

84819529665471450343.jpg;

نزدیک شَهر که رسیدن

لوهـان به خآطر صدای نـاله ی سهون

مـآشین رو نگه داشت وبرگشت سمت سهون

-رییس خوبی؟!؟!

سهون درحـآلی که سعی میکرد

خودش رو خوب نشون بـده بـآ دردگفت:آره!

لوهـآن بـاناراحتی گفت:لطفا دروغ نگـو...توحآلت

خوب نیس...حـآلاچیکارکنم...

-تویه اَحمقی!

لوهـآن نگاهش کرد:چی؟؟

-من بهت میگم خوبم ولی تومیگی نه...!

مـاشینوروشن کن و...وبه من...به من فکرنکـن

-یاااا سهـونا!مگه میشه...

لوهآن تـآزه متوجه حرفش شد

اولین بـآر بودکه سهون رو سهون خطآب میکرد

همیشه اون رو رییس خطـآب میکرد

سهون به لوهـآن خیره شُد

لوهان سرش روپایین انداخت وآروم گفت:یه سوال...

چرا...چرا منوبهشون نَدادی؟!

-دلت میخواست میدادم؟!

-نه!ولی اینکه منوبهشون ندادی...برام جآی

تعجب داشت...

-من دلم نمیخواست تورو بهشون بدم وندادم!

-خُب دلیلش چی بود؟!چرا دلت نمیخواست...؟

-نمیدونم!بهتره توهم دیگه درموردش نپرسی...

لوهآن به سهون که دَرد میکشیدنگـاه کرد

-توخیلی دَرد داری نه؟!

سهون بـآزنگاهش کرد

-نگرانی؟!

-آره

-چرا؟!چـرا برای من نگرانی؟!!؟

-نمیدونم...شآیدبه همون دلیلی که تومنو

به اونـآ تحویل ندادی!

هردوبهم خیره شدن

بـآصدای موبـآیل سهون دستشوتوی جیبش

کردوموبـآیلشو درآورد:الو!

-هِی!سهون!!توچیکـارکردی؟!

سهون اخم کرد:خبرا زودمیرسه!

-سهون میدونی اون عوضیآی احمق 

دارن هرجور شده سعی میکنن تـآ این موضوعو

به رییس بگـن؟!حآلامیخوای چیکآرکنی؟!

اصلـآتو چرا مخآلفت کردی که این پسره روبهشون بدی؟!

-بَسه کریس!من خودم جواب رییسو میدم

وقطـع کرد بـااخم وجدیت گفت:مآشینوروشن کن بُرو...!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*ـ*



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 آذر 1394 03:18 ب.ظ