تبلیغات
|eхo ѕтory| - Coмe|14

Coмe|14

یکشنبه 15 آذر 1394 03:59 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Coмe ،

نـآم داستان:بیـآ

زوج اصلے:سهون.لوهآن

زوج فرعے:بم بَم.مآرک

ژانـر:عـآشقانه.پلیسے

تعدادقسمت:18

پوستـر:سآخت خـودم

[تـآیـه مـُدت وقت پوسترسآختن ندارم!]

|دیـآلوگ برتر|

-فقط ازت خوشم اومده بود

-خُب!تواول ازمن خوشت اومده بعدبهم

علـآقه پیداکردے وبعدعآشقم شُدے!این مَسخرس

-آره!مسخرس

43559752840437700668.jpg;

لوهـآن مـاشین رو روشن کرد

وراه افتـاد سهون خوابید ولوهآن از

این فرصت استفـآده کردوگذاشت

اَشک هـاش پایین بیـآن

آروم زمزمه کرد:چرامن دارم گریه میکنم؟!

چون فهمیدم که عآشقِ این رییس مغرورلعنتیمم؟؟

هه...شآید آره!من عـاشق این پسرمغرور

ومرمـوز شدم...!من حتی نمیدونم

اون واقعـاکیه وچه شَخصیتی داره!!!

بـایه دستش اشکـاشوپاک کرد صدای سهون بآعث

شد سرجـآش خشک شه

-تو اَزکِی عآشق این رییس مغرور ومرموزت شدی؟!

لوهـان خواست مآشین رو پارک کنه

که سهون مخآلفت کرد:نگه ندار!

زودتـربرو تابرسیم به شهرلعنتی دَستم

درد میکنـه!!

لوهآن به راهش ادامه داد آروم گفت

-تو..حرفآی منو...شنیدی!؟

-آره

-همشو..؟!

-اره

-توحَق نداشتی که...

-مـن رییستم حَق هرکـآری رو دارم!

-امآما توشرکت نیستیم

-ربطی نداره!

-امـا...

-جوابموندادی

لوهآن آب دهنشوقورت داد

-چرامیخوای بدونی؟!

-سوالموبـآسوال جواب نده

-من...من...

-ازهمون شب تـوپارتی نه؟!

-نـه!!!من اون موقـع فقط...

-فقط چی؟!

-فقط ازت خوشم اومده بود

-خُب!تواول ازمن خوشت اومده بعدبهم

علـآقه پیداکردی وبعدعآشقم شُدی!این مَسخرس

لوهآن لباشو روی هم فشآر داد:آره!مسخرس

هیچکـودوم تـآزمانی که برسن حرف دیگه ای نزدن

تـآ بالاخره بـه شرکت رسیدن

سهون گفت:کمکم کن بیآم بیرون!

لوهان بدون اینکه چیزی بگه ازمآشین پیاده

شد رفت سمتِ در سمتِ سهون

ودرش روبـاز کردسهون ازمآشین پیاده شد

لوهآن سرش پایین بود

-سرتُ بیـاربـالا!

لوهآن آروم سرش روبالاآورد

سهون صورتش روجلوبرد ولبـآشوروی لبآی

لوهـان گذاشت لوهآن شکه شُد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*ـ*










عقآید : ------------
آخرین ویرایش: یکشنبه 15 آذر 1394 10:31 ب.ظ