تبلیغات
|eхo ѕтory| - Coмe|15

Coмe|15

پنجشنبه 19 آذر 1394 01:10 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Coмe ،

نـآم داستان:بیـآ

زوج اصلے:سهون.لوهآن

زوج فرعے:بم بَم.مآرک

ژانـر:عـآشقانه.پلیسے

تعدادقسمت:18

پوستـر:سآخت خـودم

|دیـآلوگ برتر|

-خیلے دَرد دارے؟!؟!

-اگه نداشتم انقد به خودم نمیپیچیدم!



سهون بوسه ی نرم وآرومی رولبـای

لوهآن گذاشت عقب رفت لوهآن مـات با

چشم هآی گرد مونده بود

سهون لبشوگزید ازکنـارلوهان رَد شد

ورفت سمت در ورودی شرکت

وقتی دیدلوهآن هنوز همونجآ ایستـآده گفت

-نمیخوای بـیآی؟!!

و رفت سمتِ در و وارد شُد

لوهآن تازه به خودش اومدپشت سهون رفت

هردو سوارآسانسورشدن ورفتن طبقه سوم

خدمتکـار شرکت درحآل چک

کردن ومطمئن شدن ِبسته بودن درهآی اتـآق ها

بود سهون همونطورکه سمت اتآقش میرفت

روبهش گفت:میتونی بری!بستن در شرکت یآدت نره!

خدمتکـآر تعظیم کرد ورفت سمت آسانسور

تـآبره طبقه پایین

سهون وارد اتـآقش شُد روی مُبل

نشست کتش رو آروم در آورد 

دَرد داشت آروم بلیزی که از زیرتنش بود

رو بـآلا زد بـآ درد شدیدی احسآس کرد آخی گفت

و دست سآلمشو عقب برد

لوهآن سریع رفت سمتش وبآ نگرانی گفت

-خیلی دَرد داری؟!؟!

سهون نگـاهش کرد 

-اگه نداشتم انقد به خودم نمیپیچیدم!

لوهآن خواست آستین سهون رو بـآلابکشه

که سهون بآدست سآلمش مانع شُد

اما لوهآن دستشوپس زد

-توحالت خوب نیست!من برات آستینتوبالامیزنم

و آروم آستینشوبـآلازد
 
وبـآدیدن بـازوی سهون که تقریبآ

پاره شده بودوخون خیلی زیـادی ازش رفته بود

چشم هآش گردشد

سهون بآ درد گفت:بُرو جعبه ی...کمکـآی اولیه روبیآر!

کنـآر کمده...

لوهآن هنوزبه بآزوی سهون نگاه میکرد

سهون دادزد:بُرو دیگه...

و ازشدت درد سرشوپایین انداخت

لوهآن بلندشد رفت سمت کمدجعبه کمک های

اولیه رو برداشت کنـآرسهون نشست

آروم گفت:من میبندمش...پدرم بهم یآد داده بود

که چطوری جـای زخمو دُرست ببندم

و شروع کرد بآ دستمـآل تمیزی خون هآی دور

دست سهون رو تمیز کردن وبعد 

بتـآدین زد وبعدجآشو بـا باندبست

سهون تمـومِ این مدت به لوهآن خیره شُده بود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:)



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 آذر 1394 04:25 ب.ظ