تبلیغات
|eхo ѕтory| - Dυe|1

Dυe|1

دوشنبه 23 آذر 1394 08:58 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: Dυe ،

نـآم داستان:موعـد

زوج اصلے:کریس.سوهـو

ژانـر:عـآشقآنه.مَدرسه اے

تعدادقسمت:2

پوستـر:سآخت خـودم

|دیـآلوگ برتر|

-چرا؟؟!چرانبـآیدپیشش بـآشم؟؟

-چون اونطورے بیشترعَذاب میکشے!!



ازروزاولی که دیـده بودش عآشقش شُده بود

عـآشق اون جذبه واخلـآق سَرد...!

عینکشو زد ازخونه بیرون اومـد

بآ یـآدآوری اخم هـآی جذابش لبخندزد

اونقدرتوی افکـآرش غرق بودکه صدای پشتشو

نشنید:هِی!!!سوهــــو!

برگشت عقب بـآدیدن نایئون که نفس نفس

میزدتعجب کرد:تو..!؟آآآ...سلآم!صُبح به خیر

-یاااا دوسآعته دارم صدات میکنم!!کجآی غرقی؟؟

-آآآ...متـآسفم!توفکربودم

-یعنی تـآاین حد؟!

-خُب...آره

-پووووف...بآشه!چرامنتظرم نموندی؟!

-چون فکرمیکردم میخوای دیربیـآی دانشگاه

-نه...امروزامتحـآن داریم...!میخوام

به کریس بگم برام یه چندتـآسوالُ توضیح بده!

بـآاخم سوهو خندید

-هِی!اونطوری اخم نکـن...من فقط حرفِ

سوزی روتکـرارکردم!!!

اخم سوهو غلیظ ترشُد:سوزی؟!

-اوهوم...بهت گفته بودم که اون ازکریس خوشش میآد

-اَه!ازش بـدم میآداون اصلـادخترخوبی نیس

نـآیئون خندید:اممم درسته!چون اون عشقِ تورو

دوست داره...دُرستــــــــــه؟!!؟

سوهو بلندگفت:یاااا صددفعه گفتم به روم نیآر!

-وای سوهو...هیچوقت فکرنمیکردم

عـآشق یه همجنست شی...!

-آره..خودمم فکرشونمیکردم...عکس العملتو

یـآدمه وقتی بهت گفتم من عآشقِ کریسَم...!

-یاااا یاااا ببین چه بآعشق اسمشومیگه!بَسه دیگه

هردوخندیـدن و وارددانشگـآه شُدن

نـآیئون آروم گفت:آمـآده بـآش سوهو الـآن...

سوهو دستشو جلوی دهن نـآیئون گذاشت

-میشه سآکت بـآشی!؟!؟!

نـآیئون بـآدیدن کریس که دقیقا پشت

سوهو بود چشمـآش گردشدسوهوبرگشت

عقب وبـادیدن کریس جـاخورد:آآآ...سلآم!

کریس ابروشوبـآلاداد:سلآم

-امممم...کریس...من...

بـآصدای سوزی سوهو حرفشوقطـع کرد

سوزی بـاذوق جلواومد:اوپـآآآآ!

و کریس روبغـل کرد سوهو اخم کرد

عقب اومد:اوپـآ!بیـآبریم سَرکلـآس!

میشه برام چندتـآسوالوتوضیح بدی؟!

نایئون ریزخندید:بیـآبریم سوهو!

ودست سوهو روگرفت ودنبـال خودش کشوند

سوهو برگشت وبه کریس وسوزی که نگآهشون

میکردن نگـآه کرد سوزی روشوسمتِ کریس

برگردوند وبه حرف زدن ادامه داد

نـآیئون وسوهو وارد کلـآس شُدن سوهو

دستشوازدست نایئون جداکرد:یااا چرااین کـآروکَردی؟!

-وقتی سوزی میره طرفش تونبـآیدپیشش بآشی!

-چرا؟؟!چرانبـآیدپیشش بـآشم؟؟

-چون اونطوری بیشترعَذاب میکشی!!

سوهو نفسشوفرو داد:من بآهاش حَرف میزنم...

بهش میگم که دوسش دارم!دیگه بیشترازاین نمیتونم

-سوهـو!!!

-مَن بـآهاش حرف میزنم!

وسمتِ در رفت که به کریس خورد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:)



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 آذر 1394 09:07 ب.ظ