تبلیغات
|eхo ѕтory| - му αɴѕweя|2

му αɴѕweя|2

جمعه 4 دی 1394 08:54 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: му αɴѕweя ،

نـآم داستان:جواب ِمن

زوج اصلے:بک هیون.چآنیول

زوج فرعے:دے او.کـآے

ژانـر:عـآشقانه.خیآنت

تعدادقسمت:26

پوستـر:سآخت خـودم

|دیـآلوگ برتر|

-میدونم که خآنومِ من دلش نمیـآد شوهرشو رَدکنه...!

-چون خآنومتَم نیـآز داره

32917602855316252940.jpg;

بـعدازخوردن پیتـزا هردوبلـندشُدن

تـا برن وقتی دمِ درخروجی رفتن

تیفآنی بـآز برگشت وبه بک هیون نگـاه کرد

وبـعداز در بیرون رفت نزدیک شَب بود

چآنیول مشغول کـآر بآ لپ تـابش بود وتیفآنی

داشت توی تلوزیون فیلم میدید

-چآنی!بَسه...بیـا یه کم پیشه مـن...

چآنیول لبخندزد:بآشه عَزیزم!یه چنددقیقه دیگه

تـایپم تموم میشه میـآم

-نـــــــــــه!الآن بیـآ

چآنیول خندیدتیفآنی گفت:بآشه نیآ!من قهرم

چآنیول بـآزخندید بلندشد رفت سمت مبل تیفآنی

پشتشو به چآنیول کرد چآنیول ازپشت بغلش کرد

ولبـاشوروی گوش تیفآنی گذاشت:الآن خانومِ من بآهام قهره؟!

-آره!قهـره

چآنیول آروم خندید کنـارگوش تیفآنی

رو بوسید تیفآنی داشت وا میداد:من...آشتی نمیکنم

-تیفـآنیه مَن آشتی میکنه!

لب هآشو پایین تـر آورد سرشوخم کرد

و لبـاشوروی بـآزوی تیفآنی که تـاپ تنش بود

حرکت دادتیفآنی طآقت نیـآوردبرگشت سمتِ چآنیول

ونشست روی پـاهاش ولب هآشورولبآی چآنیول

گذاشت چآنیول تیفآنی روبغـل کرد وشروع کردبه بوسیدنش

-میدونم که خآنومِ من دلش نمیـآد شوهرشو رَدکنه...!

-چون خآنومتَم نیـآز داره

خندید اول تـآپ خودشو درآوردوبعدتیشرت چآنیول رودراورد

چآنیول بلـندش کردو رفت سمت اتـآق خواب

2هفتـه ای از آخریـن خوابیدن ِشون میگذشت

تیفآنی رفت سَرکمدش یـه تـاپ بندی بآشرتک لی

برداشت تنش کرد آراییشوتکمیـل کرد

چآنیـول سَرکـآربود معآون یه شرکت بزرگ بود

و به خآطرشغلش وضع مـآلی خیلی خوبی داشت

بـعدازظهر که چآنیول به خونه برگشت

بـآدیدن خونه ی خـالی تعجب کردموبآیلشو درآورد

وبـه تیفآنی زنگ زد تیفآنی بعدازچندتـآبوق جواب داد

-الـو؟!

-تیفآنی؟؟توکجـآیی؟!

-آآآ..مَن!؟بـآ دوستـآم اومدم بیرون...!

-کِی میـای خونه؟!

-میـآم الآنـا...!

-بآشه...منتظرم

وقطـع کرد لحن حرف زدن تیفآنی یه کم عجیب شده بود

تیفـآنی برگشت وانتظـآر رابطه وهمچین چیزهآیی

بـاچانیول داشت امـآچانیول فقط بـه بوسه اکتفـآکردوبعداز

خوردن یـه کم کـآلبآس به عنوان شآم خوابید

تیفآنی اخم کـرد وروی تخت خواب دراز کشید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:)



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: جمعه 4 دی 1394 11:09 ب.ظ