تبلیغات
|eхo ѕтory| - му αɴѕweя|3

му αɴѕweя|3

جمعه 4 دی 1394 11:04 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: му αɴѕweя ،


نـآم داستان:جواب ِمن

زوج اصلے:بک هیون.چآنیول

زوج فرعے:دے او.کـآے

ژانـر:عـآشقانه.خیآنت

تعدادقسمت:26

پوستـر:سآخت خـودم

|دیـآلوگ برتر|

-اَزکی تآحـآلابه من شَک داری!؟

-ازوقتی که هرروز وهَرشبت رو بیرون میگذرونی!

77923829341437561325.jpg;

چآنیول فنجون قهوه رو

به دهنش نزدیک کرد دی او

کنـآرش نشست

دی او نگـاهش کرد:پس تیفآنی کجآس

هیونگ؟!

-تیفـآنی؟!؟بیرونه...

-واقعآ؟!این زمآنابیرون نمیرفت!

-حـآلامیره...

-هیونگ!مـآداداشـآی خونی هَمیـم

به من بگـو...چیزی شُده؟!

چآنیول پوفی کرد:نه...!جدی میگم!

-مطمئنی؟!

-بینمون اتـفآق خاصی نیفتـاده ولی

چن وقته عجیب شُده...

-مثلـآچطوری؟!

-هرروز بـآتیپای مختلف میره بیرون...!

-تـوکه سرکـآری ازکجـآ متوجه شُدی؟!

-چنددفعه از سرکـآرم زنگ زدم خونه جواب نداد

وچنددفه هم زودتراومدم خونه نبـود

و وقـتایی هم که میومدمیگفت بـآدوستآم بیرون بودم!!!

-بـآهاش دراین مورد بحث نکردی؟!

-چرا...گفتم چراهمش بیرونی وگفت توکه همش

سَرکـآری منم حوصلم سرمیره!

دی او ابروهـآشوبـالاداد:میخوای من بآهاش حَرف بزنم؟!

-نـه...لـآزم نیس...

سَعی کردبحثو عوض کنه:دانشگـآه چطوره

داداش کوچـولوی مَن؟!

-خوبــــه!بآ یکی ازبچه هآی کلـآس خیلی رفیق شُدم

اون فوق العـآده بـآحال وکیوتـه...!

-جدی؟!خوبـه...

-آره خیلی!کـل بچه هآی دانشگـاه ازش

خوششون میـآد...خیلی بـآحاله...

چـانیول لبخندزد صدای بـآزشُدن درخونه اومد

تیفـآنی واردخونه شد دی او بلندشد:سلآم زَن داداش

تیفـانی لبخندزد:دی اویـا!سلآم!!

جـلواومدبـآدی او روبوسی کـردن

چآنیول ازجـآش بلندنشد توهمون حـآلت که

نشسته بودگفت:سآعت10شَبه!دیرنیومدی خونه؟!

-آآآ...خُب...مینـآه بـآدوست پسرش قهربود

میخواستیم بـآبچه هآ ازافسردگی درش بیـآریـم!

-دیشَبم سآعت9ونیـم اومدی پریشَب8و45دیقه

هَرشب داری نیم سآعت1ربـع به ساعتـآی دیراومدنت

اضـآفه میکنـی!نکنه تـآهفته هآی دیگه قراره

نصفه شَب بیـآی؟!!؟؟!!

تیفآنی لبـاشوروهم فشآرداد دی او که حس

میکـردبـآیدبره واونـآرو تنهـآبذاره گفت:من فردا امتحآن دارم!

دیگـه میرم...فعلـآ

وسریـع رفت سمتِ در ورفت چآنیول ازجـآش بلندشد

-اَزکی تآحـآلابه من شَک داری!؟

-ازوقتی که هرروز وهَرشبت رو بیرون میگذرونی!

-هـآه!مَسخـرس!!واقعادرک نمیکنم که چرابه من شَک

کـــردی!!!من زَنه توام چآنی!چطوری میتونی به زنت

بی اعتمـآدشُده بـاشی؟!واقـعاکه

ورفت سمت اتـآق خواب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*ـ*



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: شنبه 5 دی 1394 02:32 ب.ظ