تبلیغات
|eхo ѕтory| - му αɴѕweя|4

му αɴѕweя|4

شنبه 5 دی 1394 12:14 ق.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: му αɴѕweя ،

نـآم داستان:جواب ِمن

زوج اصلے:بک هیون.چآنیول

زوج فرعے:دے او.کـآے

ژانـر:عـآشقانه.خیآنت

تعدادقسمت:26

پوستـر:سآخت خـودم

|دیـآلوگ برتر|

-من شوهرتـم!بـآلاخره بـآیدیه وقتے روهم

بـآهم بگذرونیـم...!

-امـآچان...

-چیـه؟!مگه نمیگے دوستـآتن؟!پس اِشکـالے نداره

که مـنم بـآشم!

11065125971248183781.jpg;

چـآنیول دستـشوپشت گردنش کشید

روی مـبل نشست

چندروزی گذشت چآنیول وتیفآنی قهربودن

نزدیـک شَب بود چآنیول جلوی تلوزیون نشسته بود

وداشت تلوزیون میدید

تیفـآنی ازاتـاقش بیرون اومـدیه تـآپ

صورتی تـآ بـآلای زانوتنش بودبـآساپورت مشکی

و آمـاده بیرون رفتن بودرفت سمت در

که چآنیول بدون اینکه

سرشو بـآلابیـآره گفت:کجآ!؟!؟

تیفآنی سرجـآش باحرص ایستـآد

-بـآبچه هاقراره بریم کـآفی شآپ!اشکـال داره؟!

-نـه!اشکـآلی نداره

ازجـآش بلندشد:فقط صَبرکن منم حآضرشم بآهم بریم

چشمـآی تیفآنی گردشد:چی؟!؟!برای چی؟!؟!؟!

-من شوهرتـم!بـآلاخره بـآیدیه وقتی روهم

بـآهم بگذرونیـم...!

-امـآچان...

-چیـه؟!مگه نمیگی دوستـآتن؟!پس اِشکـالی نداره

که مـنم بـآشم!

ورفت سمت اتـآق تـآ حاضرشه تیفآنی سریع

موبـآیلشودرآورد واِس ام اس داد

چآنیول بعداز10دقیقه اومد:بریـم!

بـآهم سوار بنـز سرمه ای چآنیول شدن

چـانیول مآشین رو روشن کرد

بـعداز5دقیقـه رسیدن به کـآفی شآپی که

تیفآنی گفته بـود چآنیـول ازمـآشین پیـآده شُد

بـآ تیفآنی واردشدن دوستـای تیفآنی نشسته بودن

6تـادخترو5تـآپسر!همگی بلندشُدن و

بـاچانیول وتیفآنی دست دادن همین که نشستن

یکی ازدوست هـآی تیفآنی گفت:واو!تیفآنی نگفته بود

که شوهـرش انقــــــدر جذاب وهـآته!!!

بقیه ی دوست هآی تیفآنی تاییدکردن

چآنیول تک لبخندی زد تیفآنی نگران بـودمُدام بـآلبش وَرمیرفت

چآنیـول زیرچشمی نگـآهش کرد

تیفآنی بـاز موبایلشو درآورد وبـآز یه اس ام اسِ دیگه

داد:هرچقدم بچه هآبهت اصرارکردن

لطفآ امشب نیـا...!

جواب اومد:چرا؟!

-چون اون بـآهامه...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:*




عقآید : ------------
آخرین ویرایش: شنبه 5 دی 1394 03:21 ب.ظ