تبلیغات
|eхo ѕтory| - му αɴѕweя|8

му αɴѕweя|8

سه شنبه 15 دی 1394 10:36 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: му αɴѕweя ،

نـآم داستان:جواب ِمن

زوج اصلے:بک هیون.چآنیول

زوج فرعے:دے او.کـآے

ژانـر:عـآشقانه.خیآنت

تعدادقسمت:26

پوستـر:سآخت خـودم

|دیـآلوگ برتر|

-مطمئنے فقط بـه خآطر رابطه فآمیلیتون اومده بود؟!

-تیفـانے تو واقعـآ خجالت نمیکشے؟!!؟

مث اینکه یآدت رفته تـآقبل اومدنش

مـآداشتیم دعوامیکردیم!

http://www.axgig.com/images/66902049866131231461.jpg

-توچطور چآنی؟زندگی خوبـی داری؟!

همه چی خوبـه؟!؟

چآنیول زیرچشمی به تیفآنی نگـاه کرد

تیفآنی سرشو سمت چآنیول خم کرد و

صورت چآنیول روبه طرف خودش برد بوسیدش

عقب اومد ودرحالی که لبـخندمغرورانه ای زده بود

گفت:منُ چآنی عاشق همیم!چرانبـایدهمه چی

خوب بـآشه؟!!؟

چآنیول پوزخندزد:آره!چرا واقعـا؟!؟!

یوجی ابروهـآشوبـآلاداد:خُب...خوبه...

من دیگه میرم!

-کجآ؟!شآم بـآش

-نه...کـآر دارم!

-بآشه پس...

یوجی بلـندشدچآنیول وتیفآنی هم بلندشدن

یوجی تیفآنی رو بغـل کرد و بعدکه ازبغلش بیرون اومد

چـانیول روبغـل کردازبغلش بیرون اومد

-خدافظ...

چآنیول لبخندزد:خدافظ!

تیفآنی سرتکون داد یوجی که رفت

چـآنیول خواست بره تواتـآق که تیفآنی جـلوش ایستآد

-چـآنی...اون برای چی اومـده بودخونه ی ما؟

-من پسرخـآله اَشم واومده بودبهم سربزنه

-مطمئنی فقط بـه خآطر رابطه فآمیلیتون اومده بود؟!

-تیفـانی تو واقعـآ خجالت نمیکشی؟!!؟

مث اینکه یآدت رفته تـآقبل اومدنش

مـآداشتیم دعوامیکردیم!

تیفآنی سرشوپـآیین انداخت 

چـانیول بدون حرف دیگه ای ازکنـآرش ردشد

و وارداتـآق شُد1هفتـه ای میگذشت

چـآنیول نزدیک سآعت5بعدازظهرازسرکـاربرگشت

وقتی واردخونـه شددیـد تیفآنی درحـآل حاضرشدنه

-کجآ؟!!؟

تیفآنی بـرگشت سمت چآنیول 

یـه دکولـته صورتـی کوتآه پوشیده بـود

آرایش زیـآدی هم کرده بـود

-آآآ امشب تـولدیکی ازدوستـآمه...

-کـودوم دوستت؟!؟!

-بـورام...!

-شَب تولدشه وتو ازالـآن داری میری؟!

تیفآنی ادکلنشو بـآز زد وبعدکیفشوبرداشت

-چـآنی!انقدرسخت نگیر اون دوستمـه!

ومن بـآید زودترازبقیـه پیشش بآشم...

-اومدسمت چآنیول گونه اَشو بوسید

-من دارم میرم...بـآی عشقم

و رفت سمت در چآنیول کیفشو سمت مبل پرت کرد

وروی مـبل نشست موبآیلش زنگ خورد

-دی او؟

-سلآم هیونگ!خوبی؟!

-خوبـم

-زن داداش خوبه؟!؟!

-خوبـه!

-هیونگ...امشب تولدیکی از دخترای

کلـآسمونه ومنم دعوتم!

میخواستـم بگم میشه برگشتنه توبیآی دنبآلم؟

-آره چرا نشه!کِی تموم میشه؟!؟

-سآعت11

-بـآشه میـام

-مـآمان گیر داده توبیـآی دنبـآلم

وگرنه مـُزاحمت نمیشدم...

-سآکت شو!توداداشمی!مزاحم چیه؟!؟!؟

سآعت11میـام!آدرسو برام بفرست

-ممنونم هیونـگ چَشم!فعلـا

وقطـع کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:)



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: سه شنبه 15 دی 1394 11:13 ب.ظ