تبلیغات
|eхo ѕтory| - ʟᴏᴏᴋ|7

ʟᴏᴏᴋ|7

جمعه 16 بهمن 1394 05:05 ب.ظ

نویسنده : سـآرا
ارسال شده در: ʟᴏᴏᴋ ،

نـآم داستان:نگـآه

زوج اصلے:بک هیون.چآنیول

زوج فرعے:سوهو.کریـس

ژانـر:عـآشقانه

تعدادقسمت:8

پوستـر:سآخت خـودم

|دیـآلوگ برتر|

-اگه کسے نیس...پس بُرو!نگرانِ چے هستے؟!

-امآ...

-اگه انقـدر دلت میخوادبرے وهیچکس که

برات مهم بآشه هم دورت نـداری!میتونے برے...!

http://www.axgig.com/images/55785738509549252194.jpg

-بـه نظرتـوچیکـآرکنم چانیول؟!

من اومـدم که ازتـوکمک بخوام...!

چآنیول حـالش بد بودحس میکرداگـه یـه

دقیقـه دیگه وایسه بغضش میترکه

لبـخندمصنوعی ای زدوسرشوبه علآمت نمیدونم

تکـون داد سعی کرد بـغضشوقورت بده

-تو...هیچ شَخص مهمیونداری که بـه خآطراون...

حداقل بمونی؟!!

-خـُب...اگه منظورت بآبامامانمه که اونـادوس دارن من برمو...

-نه!غیراونـآ...

-نه خُب...فکرنکـنم!

قلب چآنیـول بیشتر فشرده شُد

-پَس برو...

-چی؟!؟!

-اگه کسی نیس...پس بُرو!نگرانِ چی هستی؟!

-امآ...

-اگه انقـدر دلت میخوادبری وهیچکس که

برات مهم بآشه هم دورت نـداری!میتونی بری...!

بک هیون سآکت مونـد چآنیول بلندشد:من خستم...میرم بخوابـم

-پ...پس منم دیگه میرم...مرسی...مرسی ازکمـکت

چآنیول بدون اینکه جوابی بده رفت سمت اتاقش

همیـن که بک هیون درخروجی روبآزکردچآنیول صداش کرد

-بکی؟!؟

-بله؟

-پروازت کِیه؟!

-آخـراین هفته...

-تـا آخرهفـته فقط2روزمونـده که!!!

-عموم گفت خودش همه چیزو همـآهنگ میکنه

من فقط بـایدوسآیلـاموجمع کنم

-میشه ایـن دوروز...بآهم...بآهم...یعنی...

این دوروز روبـاهم بگذرونیـم؟!

-چی؟؟؟یعنی چیکـآرکنیم؟!

-بریم بیرون رستوران سینمـآپارک و...واین جورجاهادیگه...

بک هیون یـه کم فکرکرد:حَتمـا!

-ممنونـم...

ولبخندتـلخشوبزرگتر کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

:(



عقآید : ------------
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 بهمن 1394 08:14 ب.ظ