تبلیغات
|eхo ѕтory| - Feel

Feel

پنجشنبه 21 مرداد 1395 10:13 ب.ظ

نویسنده : سـآرا


_چه احسآسی داری که همه با عکس وفیلمای دوست

دخترت خودشونو "خآلی" میکنن؟؟

هیچ احساس بدی به خاطرش نداری؟میدونی چیه؟؟

من همیشه به عنوان طرفدار تو ازتو...پآرک چانیول

ستاره ی موسیقی...یه آدم فوق العاده ساخته بودم

 ولی حالا که روبه روتم میفهمم که

هیچکودوم از اون تفکرات لعنتی درست نبودن!

تویه آدم بی غیرت و اشغالی که...

ادامه ی حرفش با سیلی چانیول توی گوشش قطع شد

باچشمهای خیس راهشو به سمت اتاقش کج کرد

و زمزمه کرد:ازاین که هدفم همیشه

آهنگسازه کمپانیه تو بودن بوده ازخودم متنفرم!

چانیول صداش زد:بک!صبرکن!

جلو رفت و روبه روش ایستاد:مطمئن باش فقط وفقط به خاطر احسآس مزخرفی

که حتی نمیدونم چی هست بهت دارم ازاینجا اخراجت نمیکنم!

بک هیون پوزخندزد:لآزم نیس

تواقدامی کنی!من خودم امروز

ازاینجآ میرم...!

_نمیتونی!

_وقتی رفتم میفهمی میتونم یآ نه!

_من اجازه نمیدم!

_من قراردادی بااینجآ ندارم پس...

باز چانیول بآعث شد حرفش قطع

شه...امانه به خآطر سیلی...!

به خاطر بوسه ی ناگهانی ای که

چانیول روی لبهاش گذاشت و توی همون فاصله زمزمه

کرد:من نمیذارم ازاینجآ بری...

--------------------------------------

برای خوندن ایـن فیک برین به چنل زیر

Telegram.me/exxofanfic



عقآید : -----------------
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 مرداد 1395 10:16 ب.ظ